السيد الطباطبائي
10
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
واقعيت و هستى اشياء مقدمه مبحث مورد نظر اين مقاله مبحث واقعيت و هستى و بعبارت ديگر مبحث وجود است و شامل يك رشته مسائل است كه در فلسفه بنام مسائل وجود شناخته مىشود . انسان در فلسفه بيش از هر لغت و مفهومى با لغت و مفهوم وجود برخورد مىكند و علت اين امر اين است كه وجود يا موجود بعنوان موضوع فلسفه شناخته مىشود رجوع شود به مقاله 1 و همين جهت موجب شده كه فلسفه رسما به صورت فنى مستقل در آيد و از ساير فنون كه اصطلاحا همگى تحت عنوان علوم و هر يك با نام مخصوص خوانده مىشود تمايز پيدا كند و بديهى است كه در هر فنى انسان بيش از هر چيز با مفهوم موضوع آن فن سر و كار پيدا مىكند ما فلسفه را مىتوانيم بنام علم وجود بخوانيم در مقابل علم اعداد و علم مقادير و علم النفس و علم الحيوان و علم المعادن و . . . يعنى همانطورى كه ساير محصولات انديشه بشرى هر يك متعلق بيك شىء معين است فلسفه نيز متعلق بيك معنا و مفهوم متمايزى است كه همانا مفهوم وجود يا موجود است . لازم است قبلا ذهن خواننده محترم را متوجه اين نكته سازيم كه مبحث مورد نظر اين مقاله كه شامل يك رشته مسائل بنام مسائل وجود است فصلى است كه حكماء اسلامى در دوره هاى اخير در فلسفه باز كردهاند و با اهتمام زياد به بحث و تحقيق در اطراف مسائل آن پرداختهاند و اين طبقه از حكماء اين مبحث را اساسىترين مباحث فلسفه بشمار آوردهاند زيرا بعقيده آنها اصول و قواعد اصلى فلسفه كه به منزله مفتاح حل ساير مسائل فلسفى است در اينجا بدست مىآيد و در ساير مباحث فقط با داشتن اين مفتاحها مىتوان توفيق حاصل كرد و نتائج قطعى بدست آورد . البته بحث در وجود سابقه ممتد و طولانى دارد و همه مكاتب فلسفى